برچسب: جنگ و صلح,جنگ و صلح فیلم,جنگ و صلح تولستوی pdf,
نویسنده: کیان اسدیان
فرض کن کم شوی از خانواده ای که عمرت را با آن ها سپری کرده ای،هر چقدر هم زندگی جدیدت شیرین،خانه ات نو،وسایلت شیک،همسرت مهربان ولی آن لحظه ای که با دست خود،جای خودت را خالی می کنی،تمام غربت عالم سر ریز می شود توی دلت.منی که همیشه حسرت دو نفره بودن را داشته ام و یک چند متر مکعب جا،حالا با دیدن رفتن فروه به خانه بخت غربتم گرفته...برای آن روز خودم.من قطعا در آن لحظه دلم ماندن می خواهد.
تا هستیم قدر بدانیم،شعار است ولی خب بدانید دیگر.
برچسب: کوچه بی نام,کوچه لره سو سپمیشم,کوچک, شکم,
نویسنده: کیان اسدیان
برچسب: زنی در استانه فصلی نو,زنی ایستاده در آستانه فصلی نو,
نویسنده: کیان اسدیان
برچسب: شب یلدا در ایران باستان,شب یلدا در مازندران,شب یلدا در اصفهان,
نویسنده: کیان اسدیان
بعد از پیانو،ویولونسل دلمو برده.
برچسب:
نویسنده: کیان اسدیان
مشغول آهنگ «عشق دورم» سیامک عباسی،صفحه صد و نود جنگ و صلح،ریسه های رنگی رو دیوار،لم دادگی بر صندلی گهواره ای زیر نور لایت چراغ خواب،آینه ی روبرو که من در هم گره خورده رو به خودم نشون میده،کف پاهای یخ کرده و همینا...
این حال و هوای یه شب مونده به آخر پاییز منه.
برچسب: دو قدم مانده که پاییز به یغما برود,دو قدم مانده كه پاييز به يغما برود,دو قدم مانده که پاييز به يغما برود,
نویسنده: کیان اسدیان
برچسب:
نویسنده: کیان اسدیان
باید صد و ده روز پشت سر هم،بی جمعه ها حتی،صبح ساعت هشت و عصر ساعت پنج از خونه زده باشی بیرون تا بفهمی خواب بین هفت تا نه صبح و چهار تا شیش عصر یعنی چی!
برچسب: قدردانی,قدردانی از پدر و مادر,قدرداني از دوست,
نویسنده: کیان اسدیان